|
گفتار ساده و آشنا
|
بسم الرب الرضا
سلام
این هفته هفته شادی اهل بیت کامل کامل بود به دوستداراشون و ارادتمنداشون تبریک میگم....
میلاد با سعادت امیرالمومنین حضرت عشق آفرین مولالموحدین اسدالله غالب علی ابن ابیطالب و صاحب جود و سخا پسر امام رضا حضرت جوادالائمه علیه سلام رو به تمام پیروانش به خصوص امام عصر عجل الله فرجه شریف تبریک میگم....

راستش میخوام از سفرم به مشهد بگم . قربونت بشم اقا جونم که مای ... رو بازم طلبیدی. نمیدونم چی بگم و چطوری تشکر کنم.

الــســلام ای مــهـربانـم جــان جـانـم یـامـولا
الـســلام ای چــاره سـازم دل نـوازم یـا مـولا
من حقیرم و سربه زیرم از گناهان خسته ام
گر چه پستم با تو هستم دل به زلفت بسته ام
تو عشق دل زهرا پاکی و بی همتا سیدی یا مولا
من آهوی این صحرا بی کسم و تنها سیدی یا مولا
یارضا یا رضا ای گل فاطمه یا مولا
یارضا یارضا قسمت ما کن کربلا

این روزا قطار گیر نمیاد و اتوبوسم به سختی پیدا میشه . مام یه دفعه زد به سرمون که بریم مشهد. از قبل امتحانات قصد کرده بودم که برم اما فکر نمیکردم بتونم اینجوری برم. قرار شده بود با قطار با یکی از بچه ها بریم اما خوب با آشنا بازی هم نتونسته بود هماهنگ کنه . دیگه معلوم شده بود هر جوری هم برم روز تولد آقا امام جواد(ع) نمیتونیم به مشهد برسیم. خلاصه حتما شمام واستون پیش اومده به یه همچین خواسته ای وقتی نرسی چقدر ناراحت میشی.منم تو خونه نشسته بودم و با خودم فکر میکردم تا اینکه نزدیکای ساعت ۱۱ شب دوستم یه پیام فرستاد و گفت پایه ای با ماشن خودمون بریم ؟ داشتم شاخ در میاورم با اون اتفاقایی که قبلا رخ داده بود حالا چطور شد؟؟؟
با اینکه خیلی خسته بودم گفتم اره خوب . انگار اقا خودش هم دوست داشت ما بریم و روز تولد ناز دونشون رو بهشون تبریک بگیم...
یک ساعت وقت داشتیم اماده شیم بماند که ساعت نزدیک دو شب بود که از تهران را افتادیم. اما خداییش همه چیز جور یکباره جور شد چهار نفر شده بودیم. من و رضا و مانی و محمود.
مانی اصلا قرار نبود بیاد و از هیچی خبر نداشت اما نمیدونم چی شد که اقا اینجور طلبیدش شب تولد پسرش با چه وضعییتی که نمیخوام سرتون رو درد بیارم ... اقا خواسته بود که راهی شه. خوشا به سعادتش. خودشم گیج کار امام رضا بود...
محمودم که سرباز بود ولی اصلا تیریپش به سرباز جماعت نمیخورد و میدیدن فکر میکردین هر کاره ای باشه بجز سرباز ...
رضا هم که خدا خیرش بده ما رو راهی کرد و راه افتادیم...
خلاصه با جیبای پر از خالی عازم شدیم و رضا شد مادر خرج و تا ته سفر اسم ننه روش موند .
رسیدم مشهد . قرار شده بود تو چادر بخوابیم اما اقای سرباز تو سربازی فقط بلوف زدن رو یاد گرفته بود (نا گفته نماند بچه آقایی بود )تو اون گرما با مشقت فراوان یه خونه که در اندازه ما باشه پیدا شد وقتی این وضییت رو دیدم تازه فهمیدم مردای متاهل چه مصیبتی میکشن.
حالا بماند چه ها شد و چه ها گذشت.

خونه ما تو خیابون امام رضا بود خیلی دلم میخواست برم حرم تا این که بلاخره قسمت شد و راهی شدیم
چه لحظه ای بود. واسه نماز به صحن رضوی رسیدیم اما بعد نماز رفتیم صحن سقا خونه طلایی و کنار پنجره فولاد. اخه اقا روز ولادت پسرش از همیشه کریمتر میشن...
چه لحظه ای بود هر چهار نفرمون انگار باورمون نمیشد...
بخصوص مانی که واسه اولین بارش بود میومد و پنجره فولاد رو میدید.

خداییش یاد همه بودم . سریع زنگ زدم خونه.
یکی داره داد میزنه تو صحن گوهرشادتو یکی دخیل بسته آقا به پنجره فولاد تو
خدایا ایشالله هر کی به هر چی میخواد برسه...
زبونمون باز میشد و یه چیزای میگفتیم و میخواستیم که خودمونم نمیدونستیم چیه...
چشمهامان خسته است. گویى در غبار اوهام فرو رفتهایم.
دستهاى لرزانمان در انتظار دامان ترحم است.
و این، گونههاى خشكیدهمان كه در قحطى شبنم مىمیرد!
كاسههاى گدایى احساسمان را بنگر كه به خشكسالى معرفت دچار شدهاند.
كجاست آن ییلاق سبز نگاهت كه سپیده دمانش شبنم افشان است؟
كجاست آن حضور نورانى كه لحظههاى حیاتش ثانیههاى بارانى و زمزمههاى نورانى است؟
كجاست آن خضرا نشین صحرا گرد كه قافله عشق را رهنماست؟
اى مهربان! او را برایمان بنمایان كه كاسههاى گداییمان را به تصدقى پر سازد و گونههاى بهت زدهمان را دست نوازشى كشد و لب هاى خشكیده معرفتمان را آب ظهور بنوشاند و سینه غربت كشیدهمان را به قربت محبت برساند. نگاه او را عشق مىورزیم.

چه خیانتی از این بالاتر که من احسان شما رو با گناه جواب دادم؟
کدوم رندی جام شراب ساقی رو پس از نوشیدن میشکنه؟
کدوم بی مرامی از این بدتر که مرام سراسر مهر و صفای تو رو با بی مرامی جواب دادم و کارم رو بجز خودت به کس دیگه ای هم گفتم؟
آقا جون می دونم که درد دلامو تو میدونی نه بخاطر قلم آلوده و هزار رنگ من که بخاطر اون همه دل دور و تنگ و شکسته که از پنجره نز نگاه تو به پنجره فولاد تو چنگ می زنن و بخاطر اشکهایی که جاری تر از زلال سقا خونه ات میچکند توی جام شکسته دلاشون !تو رو جون فاطمیه مادرت زهرا(سلام الله علیها) اینبار هم خودت دل ما رو بخون و بجای من جواب رو بده!
این دفعه هم این جام زهر را با یه جرعه شراب ناب مهر رضویت عوض کن نمی رم پیش بنده که تو خودت کفافم میدی. تو تا حالا بیچاره ام نکردی تا حالا تو این گرگ بازار یه ... حساس و زودرنج و تنها و بشدت متفاوت رو رها نکردی. چی خواستم که ندادی؟
کدوم امیدم رو به یاءس تبدیل کردی؟
کدوم غم رو برنداشتی و بجاش آرامش هدیه ام نکردی؟
غلظت و شدت و کینه و حسادت و صفتای بد دیگه رو برنداشتی و بجای همه اش این قلب نرم و بارونی و شیشه ای رو ندادی ؟ خب همین برای همه دنیام کافی نیست؟
قلبی که همیشه برای دیگرون می تپه آرزوش اینه که غمی تو دل هیچ زائری نباشه!
تا اومدم چیزی بگم به خودم نهیب زدم که ای بینوا مگه تا حالا حواله ات رو به کس دیگه ای داده بود؟ این چی بود؟ چرا از کس دیگه بخوای مشکلت را حل کنه؟این بود که نمی دونم چی شد که حرفای دل رو واسه امام رضا گفتم !
زآستان رضایم خدا جدا نکند
منو جدایی از این آستان خدا نکند
نمیتونم توصیف کنم چه حالی بود ... همه شاد شاد بودن. همه چیز تو حرم قشنگ و زیبا بود .
خیلی طولانی شد اگه بعدا حس نوشتن از اونجا بهم دست داد تا بتونم قشنگ توصیف کنم حتما مینوسم...
ایشالله قسمت همه شه.
اما اخرش
توی ایـن دنـیـا که هـمـش رو به فـنـاست
به خدا یه دل دارم اونم مال امام رضاست

الوداع ضامن آهو
آقا جون چقدر زود تموم شد این لحظه ها چقدر زود ، این روزها طلوع می کرد و چه زود غروب می کردند ، چقدر زود این شور حال تموم شد .
یادش بخیر اون روزی که تازه اومدیم با بچه ها آقا جون چه زود گذشت .
این رو می گم آقا جون یه جوری دلم اینجا پیشت گیره پیش پنجره فولاد پیش صحن گوهرشاد .
آقا جون کمکم کن تو رو فراموش نکنم و به عهد هام وفادار باشم .
نمی دونم میتونم به قولهایی که با تو توی صحن بستم عمل کنم . نمی دونم اگه برگشتم باز هم همون آدمی میشم که قبلا بودم کمکم کن واسه دفعه دیگه که می خوام بیام مشهد بتونم سرم رو بالا بگیرم .

عـاشـقـونـه دونـه دونـه بـی بـهـونه مـیـخونیم
قول می دم که تا قیامت پای عشقت بمونیم
قـول مـیدم کـه یـا رضـا جـان آبـروتـو نـبـریـم
چـی مـیشـه مـثـل کـبوتـر روی گـنبـد بـپـریـم
آه زائراتو عشقه خادماتو عشقه نوکراتو عشقه
آه مشهدتو عشقه گنبدتو ععشقه پرچمتو عشقه
یارضا یا رضا ای گل فاطمه یا مولا
یارضا یارضا قسمت ما کن کربلا
بوسه ای از آن ضریحت کن نصیب عاشقان
گــوشــه ی چـــشــم مـلـیـحــت آرزوی نـوکــران
یـاد مـشـهـد یـاد گـنـبـد در دلـم خـون مـی کـنـه
راهروی صحن گوهر شاد مست مجنون می کنه
من موج پریشانم در دل طوفانم نام تو درمانم
تو آب حیات ما راه نجات ما صوم صلات ما
یارضا یا رضا ای گل فاطمه یا مولا
یارضا یارضا قسمت ما کن کربلا

خوش به حال کبوترات اقا جونم
به امید دیدار با یار وفا دار ...